به نقل از وبلاگ آیرون و با تشکر از دوست خوبمون محمدرضا فیروزی:
مردم خور از دیر باز تا کنون ارادت خاصی به خانواده عصمت و طهارت مخصوصاً حضرت اباعبدالله الحسین داشته و دارند .
برنامه دهه عاشورا در خور قدیم :
دو یا سه شب قبل از رویت هلال ماه محرم عده ای از اهالی به پیشواز ماه محرم می رفتند . یعنی جوان ها و نوجوان ها و افراد میان سال ، بعد از ظهر می رفتند و صحن حسینیه را آب و جارو می کردند قبل از غروب آفتاب دختر خانم ها می رفتند ویک تخته فرش از جنس گلیم یا جاجیم می بردند و در قسمت جنوب حسینیه پهن می کردند و برای خود محلی را رزرو می نمودند .
از شب ششم محرم زن و مرد بیشتری در حسینیه اجتماع می کردند . خانم ها به محض ورود به حسینیه بر روی فرش یا زمین می نشستند ، اما مردان در قسمت شمال حسینیه در رفت و آمد بودند تا اینکه جمعیت به اندازه کافی به حسینیه می امد . جمعیت مرد ها صفی دوطرفه تشکیل می دادند که وسط این صف به اندازه دو متر یا بیشتر باز بود .این دو صف از اولین تخت سمت غرب تشکیل می گشت تا نزدیک تخت سمت شرق (حسینیه قدیم خور ). در این ضمن دو نفر معمّم و اهل منبر به وسط آمده به قرائت یک بند از مراثی محتشم می پرداختند که با این بیت شروع می شد :
یاران عزای کیست که در دشت کربلاست
ماتم نشین محمد و صاحب عزا خداست
هر بیت که خوانده می شد مردم در جواب بیت اول را تکرار می کردند و هرگاه به نام مبارک حضرت محمد (ص) می رسیدند به پاس احترام تا کمر خم می شدند . بعد از پایان محتشم خوانی نوبت به نوحه خوانی می شد .
بعد از پایان محتشم خوانی و نوحه خوانی ، جمعیت به دو دسته تقسیم می شدند و هر دسته برای خود حلقه ای تشکیل می داد و بر سر و سینه می زدند و به اصطلاح جوش می زدند
دسته اول دسته دوم
حیدریم سیا پوش بهر حسین زنم جوش
زهرا به محشر آید با حوریان سیه پوش پیراهن حسین را افکنده بر سر دوش
عمه چرا به کربلا این همه لشکر آمده شمر و سنان و حرمله ، خولی کافر آمده
گفت حسین این عجب است این عجب آب فرات از من و ، من تشنه لب
کشته خنجر حسین شاه بی لشکر حسین
یا هو یا من هو یا من لیسَ الا هو یا حق یا من حق یا من لیس الا حق
بی اقربا حسینم بی آشنا حسینم
حسین ، حسین ،حسین ، حسین حسین ، حسین ،حسین ، حسین
این جملاتی بود که می بایست افرادی که در دو دسته ایستاده بودند یکی دو بار تکرار نمایند .
بعد از پایان این مراسمات مردم در وسط حسینیه می نشتند و واعظ بر عرشه منبر می نشت و بعد از حمد و ثنا این پیش واقعه را قرائت می کرد :
بسم الله الرحمن الرحیم : اللهم صّل علی النّبی محمداً و آل محمد و سَلِم و عَجّل فرجهم ... به جهت تعجیل در ظهور و خروج امام ثانی عشر ، فرمان فرمای قضا و قدر ، شعشعه افروز شمس و قمر لُمعه اوج هل اتی ، خورشید آسمان قل لا اسئلکم اَجراً الی المَوَدّه فی القربی ...
بتابنده خورشید اوج شـــــــرف
چو مـــــاه درخشنده بی کلف
گــل بـــــوستان رسول امیــــن
کرم پیشه معجز نما رکن دیــن
آنـــکه چون تیـــغ برکشد زغلاف
لرزه افتد به هفت قله قاف
آنـــکه چون بــــرگ از شجر ریزد
پیش تیغش عدو به روز مصاف
نایب مرتـــــضی عـــلــــی بـــاشد
نـــــــونــــــهال ریــــــاض عبد مناف
یعنی به نام حضرت صاحب العصر و الزمان (حضار مجلس به احترام بر می خیزند ) و خلیفة الرحمان و شریک القرآن و امام الانس و الجان عجل الله تعالی فرجه و فرج آبائک الطیبین الطاهرین و به رحمتة السورة المبارکه المیمونة الفاتحه مع الصلوات .(این پیش واقعه سروده مرحوم محمد حسن کیوان یغمایی است )
واعظ پس از قرائت این پیش واقعه یک بند از مراثی محتشم را می خواند و پس از چند دعا به خیرین و ذاکرین گذشته ، منبر را ترک می کرد آنگاه یکی دو نفر دیگر از وعاظ به منبر رفته و مراسم پایان می یافت.
این مراسم به همین طریق تا شب پنجم به همین طریق ادامه داشت و از روز پنجم محرم ، حسینیه رونق دیگری می گرفت.
روز پنجم محرم نخل و علم « به پا » می شود . یعنی بدان جامه رنگین می پو شانند و آیینه و شمشیر می آویزند . از شب ششم تا شب دهم نخل بر دوش جوانان در حسینیه در میان جمعیت به حرکت در می آید و چاووش به چاووشی می پردازد و در پایان هر بند حاملان نخل آن را به شدت تکان می دهند و زنگ های آن را به صدا در می آورند ، نخل سمبلی از کاروان امام حسین (ع) است .
هر شب هنگام نخل گردانی مراسم علم گردانی هم انجام می شود . علم را سادات بر شانه های خویش حمل می کنند . واین مراسم ها تا شب عاشورا انجام می شد .
شب تاسوعا لباس علم را باز می کردند و یک کیسه استوانه ای مشکی رنگ را برای بدنه علم باقی می گذاشتند چون علم را برای روز تاسوعا به کار داشتند .
پرسه parseh : روز نهم محرم الحرام هر سال است که در خور مراسمی به نام « علم گردانی » انجام می شود .
روز تاسوعا که فرا می رسید زن و دختر در هر خانه از اذان صبح به بعد به جارو نمودن خانه و دالان و درِ منزل می پرداخت و چنانچه روز تاسوعا فصل تابستان بود علاوه بر جارو مقداری آب پاشی هم می کرد . و برای ورود علم ثانیه شماری می نمودند . سابقاً علم که به هر خانه وارد می شد ، ابتدا آن را زیارت نموده و سپس بانوی خانه مقداری آب بر علم می ریخت و آن را در کاسه ای دیگر جمع می کرد (آن قسمت از علم که نمادی از دست حضرت عباس بود ) و برای تبرک به اهل منزل می نوشاند . همچنین مقداری جو ، گندم و یا پنبه به گروه علم دار پیش کش می شد. قسمتی از عواید علم صرف تعمیر و مرمت حسینیه می شد . پنبه ای را که گروه علم گردان جمع کرده بود را پیرزنی می رشت که از آن برای برافروختن مشعل و روشن نگه داشتن حسینیه استفاده می شود .
گروه علمدار هنگام حرکت در کوچه ها این بیت را می خواند:
ای شام رو سیه ز چه رو می شوی سپید
فردا حسین تشنه جگر می شود شـــــهید
و چون پای بر هر سرای می نهد سردسته گروه چنین می خواند :
گشاده باد به دولت همیشه این درگاه
بــــــه حــــــــق اشـــهد ان لا الــــه الا الله
در حال حاضر مردم به جای گندم و جو پول به گروه علمدار می دهند .
شب عاشورا
مراسم جوش زدن در این شب
امشب از ایوان دشت کربلا خون می چکد
از در و دیوار دشت کربلا خون می چکد
دسته اول دسته دوم
گهی بر سر زنم گاهی به سینه که فردا بی پدر گردد سکینه
امشب به عرش اعلی ، غوغاست یا محمد فردا حسین مظلوم تنهاست یا محمد
امشب سر سکینه در دامن حسین است رأس حسین مظلوم از تن جداست فردا
شب قتل حسین بی گناه است فلک سر گشته و عالم سیاه است
شب قتل حسین است می زنم جوش فلک سر گشته و عالم سیا پوش
تشنه حسین به کربلا شیعه تو آب و می خوری
امشب حسین مظلوم مهمان خواهران است
فردا میان میدان در جنگ کوفیان است
امشب شب بی تابی طفلان حسین است ای خاک به سر کن که شب قتل حسین است
حسین ، حسین ، حسین ... حسین ، حسین ، حسین ...
همچنین در شب عاشورا این نوحه خوانده می شود :
ای وای از غریبی من
فریاد ر غم نسیبی من
این لحظه کشیده ای شمشیر
بر کشتن من بدون تقصیر
افسوس که یاوری ندارم
فرزند و برادری ندارم
این مزد رسالت رسول است ؟!
این مزد حیدر و بتول است ؟!
آنگاه نوحه گر در ادامه لحن خود را تند تر می کند و عزاداران در پایان هر بند فریاد حسین بر می کشند .
کرده بود خروج
بود با یزید
در مقام کین
برده ابن سعد
لشکر گران
بر لب فرات
کشته جمله را
گفتم او که بود
گفت در جواب
سبط مصطفی
و ابن مرتضی
فاطمه ببر
جامه سیاه
وا حسین کنان
از غم حسین ...
حسین ، حسین ، حسین
عده ای مخصوصاً جوان ها شب عاشورا در حسینیه تا صبح می ماندن و به نوحه خوانی و سینه زنی می پرداختن ضمناً چندین نفر در یکی دو تخت سمت غرب و چند نفر در یکی دو تخت سمت شرق می نشستند و عده ای که در سمت شرق بودند این مصراع را می خواندند :
ای صبح رو سیه به چه رو می شوی سفید
و افراد سمت غرب جواب می دادند :
فردا حسین تشنه جگر می شود شهید
این افراد نماز صبح را در حسینیه می خواندند و بعد از نماز هم تا سر زدن خورشید به عزاداری مشغول بودند .
و اما لباس نخل تا صبح روز عاشورا باز نمی شود صبح روز عاشورا عده ای به حسینیه رفته و مقداری از لباس ها را تا وسط بدنه نخل بالا زده و به صورت نیمه افراشته در می آورند و آن را بر دوش گذاشته و به سوی قبرستان می برند و چون روز عاشورا تعطیل بود و اغلب مردم برای زیارت اهل قبور روی قبرستان جمع می شدند و ضمن اینکه برای مرده ها فاتحه می خواندند ، می آمدند و نخل را هم زیارت می کردند.
در روی میدان « لَرد » که در جنوب بقعه سید داوود قرار داشت عدها ای نشته و یکی به خواندن کتاب مقتل مشغول می شد . اگر در روز تعزیه امام حسین گرفته می شد نخل را می بردند به محلی به نام « لرد عباسعلی » می گذاشتند.سال های متمادی در روی این لرد تعزیه حضرت امام حسین بر پا می شد و مردم نیز خوب بهره معنوی می بردند . تعزیه که به اتمام می رسید دوباره نخل را به حسینیه می بردند و در تخت خودش می گذاشتند ولی تا سه روز بعد از عاشورا لباسها را از بدنه نخل باز نمی کردند . بعد از گذشت سه شبانه روز می آمدند و لباسها را باز می کردند .
شب یازدهم چراغ های حسینیه خاموش می شود و مراسم شام غریبان انجام می گیرد ...