اطلاعیه برگزاری مراسم عزاداری دهه دوم محرم هیت علمدار خور

پیام خور: ده شب شور عزا در دهه دوم محرم الحرام همراه با سخنرانی روحانیت معزز و مداحی در خیمه علمدار

مداحان: ایمان حبیبی، سید علی موسوی، روح الله کریمی، علیرضا سلمان و روح الله سلمان

زمان: ۲۶ آبان لغایت ۶ آذر

شروع مراسم: ۱۹:۳۰

مکان: خور- جنب آستان مقدس امامزاده سید داوود. خیمه علمدار

یک دو سه چهار پر!!!!

وبلاگ30یا30 خور نوشت:

بعد از پییگیری های زیاد برای اینکه هیئت ها بعد از منبر به حسینیه بیایند امسال بالاخره به این نتیجه رسیدند که یک هیئت بعد از منبر حاج آقا برای عزاداری با وقت آزاد به حسینیه بیایند اما هیچ کدام از هیئت ها از این وقت خود استفاده نکردند حال چرا ؟

1. به نشانه اعتراض؟ این فرض رد است که اگر چنین بود می بایست کلا در حسینیه حضور پیدا نمیکردند.

2.نبود جمعیت در حسینیه بعد از منبر شاید کمی این نظریه به واقعیت نزدیک باشد اما حتی یک بار هم یکی از هیئت ها بعد از منبر نیامدند تا حسن نیت خود از عزاداری را نشان دهند مردم که نشان دادند برای مداحی های بعد از منبر هم می مانند حالا جمعیت کمتری یا اینکه دلیل نشست خیلی از افراد که برای جا گرفتن در هیئت در شب عاشورا از جان مایه می گذارند درشب شام غریبان در بین مردم چیست؟؟؟ و و و با پاسخ دادن به این سوالات به جواب این سوال هم که چرا در روز عاشورا یکی از هیئت ها در کوچه 22 بهمن به دلیل  نبود نفر در هیئت تعطیل می شود هم خواهید داد . همان هیئتی که در شب عاشورا بیش از صد نفر در آن زنجیر می زدند .

خودتان قضاوت کنید.....

علت توقف پروژه های عمرانی عدم تامین بودجه است! و دیگر هیچ!!!!

آقای طباطبایی عزیز، خیلی امور هست که نیازی به بودجه ندارد، یک نمونه معادن سنگی که بدون هیچ بهره ای برای شهرستان، تخریب اراضی می شوند و به بیابان تبدیل می شوند، از مسئولین شهرستانی که دیگر چشمی نداریم لااقل شما بعنوان یک حقوقدان راهکارها را بررسی نمایید که حداقل سالی 5تا10 درصد درآمد معادن برای توسعه شهرستان اختصاص یابد، می دانید این می شود چندمیلیارد و چقدر تولید خواهیم داشت و چه پروژه های بزرگی دوباره راه اندازی خواهند شد؟!؟

پیام خور: طباطبایی نایینی در جمع عزاداران حسینی خور: دلیل توقف پروژه های عمرانی شهرستان ، عدم تامین بودجه ی تخصیص داده شده می باشد.

همزمان با شب تاسوعای حسینی طبق روال سال های گذشته سید حمید رضا طباطبایی، نماینده مردم شهرستان های نایین و خوروبیابانک در جمع مردم عزادار شهرخور حضور یافت و به بیان گزارش کارکرد چندماهه ی اخیر خود پرداخت.

نماینده مردم شهرستان های نایین و خوروبیابانک در ابتدای سخنان خود لازمه ی پراختن به مسائل شهرستان خوروبیابانک را با توجه به مسائل کشور در زمینه های اقتصادی و سیاسی در عرصه های بین الملل در نظر گرفت.
طباطبایی نایینی هدف همه مسئولین کشور پیشرفت عادلانه برای همه مردم در تمام عرصه های اقتصادی با پیروی از ولایت فقیه بیان کرد.
وی در ادامه با اشاره به اینکه غنی سازی هسته ای و پیشرفت در انرژی هسته ای یکی از مطالبات مردم شده است گفت: این مطالبه هم اکنون به یک استعداد غنی است و به شرف ملی ما پیوند خورده است، به دلیل این استقامت و پایداری حملات شدیدی از سوی استکبار جهانی وارد شده است.
وی در ادامه به تحریم های بی سابقه علیه کشور در سال های گذشته اشاره کرد و گفت: این تحریم ها باعث شد تا وابستگی کشور به نفت و در آمد های نفتی تاحدودی کاهش یابد و در زمینه های علمی با همت دانشمندان کشور پیشرفت های زیادی داشته ایم.
طباطبایی در خصوص عملکرد گذشته خود در حوزه ی انتخابیه مسائلی را بیان کرد و دلیل توقف پروژه های عمرانی شهرستان را عدم تامین بودجه ی تخصیص داده شده به آن دانست.
وی با بیان اینکه طی صحبت های صورت گرفته با مسئولین دانشگاه علوم پزشکی در سال جاری عملیات ساختمانی آن تمام خواهد شد و در اسرع وقت نسبت به تجهیز آن اقدام خواهند کرد.
طباطبایی در خصوص آب شهرستان بیان کرد طی صحبت با امینی رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان اصفهان حدود یک میلیارد تومان جهت آب شهرستان اختصاص داده شده و طی مطالعاتی که انجام شده در سال آینده دغدغه ی کمبود آب در شهرستان خور وجود نخواهد داشت.
وی همچنین در مورد گازرسانی به خور گفت: خط یازدهم سراسری مصوب شده که این خط لوله گاز از جنوب غرب کشور به شمال شرق کشیده می شود و طی انجام آن به شهرستان خوروبیابانک نیز گاز رسانی خواهد شد.

 آبشکوه:

همچنین جناب ایشان در جمع عزاداران روستای اردیب نیز شرف حضور یافتند و سخنانی ولو کوتاه بیان فرمودند! کوتاه بودن سخنان ایشان دو دلیل بیشتر نمی تواند داشته باشد: اول: ایشان مثل معروف" کم گوی و گزیده گوی چون در" را رعایت می فرمایند. دوم: چیزی و حرفی برای گفتن ندارند و در واقع عملکردی ندارند که به مردم محروم روستایی گزارش نمایند! و یا شاید لازم نمی بینند گزارش دهند!!!!  چرا که وبلاگ آبشکوه و سایر وبلاگ نویسان محترم و نیز سایتهای شهرستان از مدتی قبل تقاضا کردیم که آنجناب عملکرد خود را منتشر نمایند تا هم ما مطلع گردیم و هم از عملکرد ایشان دفاع کنیم یا نقدشان کنیم اما دریغ از حتی یک جواب چه در سایت منتسب به ایشان و چه در وبلاگها و سایتها و چه در سخنان اخیر ایشان در چند روز گذشته در جمع مردم منطقه!! انگار ایشان به وبلاگ و سایت و ... علاقه ای ندارند!!شاید؟!!

نگاهی اجمالی به سخنان ایشان در جمع مردم خور و سایر روستاها فقط متضمن یک نکته است و آن اینکه: همه کارها ختم به بودجه می شود و فعلا بودجه ای در کار نیست و خلاص!! بیقه سخنان ایشان هم وعده های همیشگی!! مثلا مشکل آب ندارید سال آینده(همین امسال در ماه مبارک رمضان مردم خور آب نداشتند باور کنید. گاز را می کشیم طی چند سال آینده!! و ...)

جناب طباطبایی عزیز سید.....

ادامه نوشته

فراخوان ثبت‌نام در مدارس علمیه خواهران جدیدالتاسیس اعلام شد

پیام خور: فراخوان ثبت‌نام اینترنتی در مدارس علمیه خواهران جدیدالتاسیس از جمله حوزه علمیه خوروبیابانک از سوی معاونت آموزش مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران اعلام شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم به نقل از روابط عمومی مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران، حجت‌الاسلام محمد احمدی مدیر سنجش و پذیرش حوزه‌های علمیه خواهران گفت: این فراخوان تا 20 آذر ادامه دارد و طی آن ثبت نام اولیه برای پذیرش در 15 مدرسه علمیه خواهران جدیدالتاسیس صورت می‌گیرد.

وی با بیان اینکه اطلاعات مربوط به این فراخوان در صفحه اختصاصی مدیریت سنجش و پذیرش پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران به نشانی www.whc.ir قرار گرفته است افزود: این مدارس علمیه متقاضیان را با حداقل مدرک تحصیلی دیپلم پذیرش می‌کنند و طلاب در این مدارس علمیه در مقطع سطح دو(کارشناسی) تحصیل می‌کنند.

مدیر سنجش و پذیرش حوزه‌های علمیه خواهران هزینه ثبت نام را 60 هزار ریال ذکر کرد و افزود:‌ امکان پرداخت این وجه از طریق سامانه مدیریت سنجش و پذیرش حوزه‌های علمیه خواهران فراهم آمده است و داوطلب پس از پرداخت هزینه، شماره پرونده و کد رهگیری دریافت خواهد کرد. وی با بیان اینکه پذیرش طلاب در این مدارس علمیه بدون آزمون ورودی انجام می‌شود یادآور شد: سنجش علمی داوطلبان بر اساس معدل دیپلم انجام می‌شود و مصاحبه اخلاقی و رفتاری نیز صورت می‌گیرد.

حجت‌الاسلام احمدی با اشاره به اینکه تحصیل در این مدارس علمیه صرفا به صورت حضوری انجام می‌شود اظهار داشت: شرط سنی حداکثر 30 سال برای پذیرش داوطلبان با مدرک دیپلم در این مدارس علمیه تعیین شده است و شرط سنی برای داوطلبان با مدرک تحصیلی بالاتر افزایش می‌یابد، همچنین ظرفیت پذیرش هر یک از این مدارس علمیه برای سال اول 35 نفر است.

وی محل این مدارس علمیه را شهرهای خور و بیابانک در استان اصفهان، نسیم بهارستان، اندیشه شهریار و تهران در استان تهران، دزفول در استان خوزستان، مهدیشهر در استان سمنان، خاش در استان سیستان و بلوچستان، لامرد در استان فارس، رضوان‌شهر و آaستانه اشرفیه در استان گیلان، کبودرآهنگ در استان همدان، یزد و بهاباد در استان یزد، لیکک بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد و رفسنجان در استان کرمان ذکر کرد.

کوفیان...

زمانه ی عجیبی است!
برخی مردمان امام گذشته راعاشقند، نه امام حاضر را!
میدانی چرا؟!
امام ِگذشته را هرگونه بخواهند تفسیرمی کنند،
اما امام ِحاضر را باید فرمان ببرند.
وکوفیان عاشورا را اینگونه رقم زدند ...

برداشتی جالب....

مردی نابینا زیر درختی نشسته بود

 پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟»

پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟‌

 

سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌ احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟

 

هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.

 

مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:‌برای چه می خندی؟

 

نابینا پاسخ داد:اولین مردی که از من سووال کرد، پادشاه بود.

 

مرد دوم نخست وزیر او بود و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.

 

مرد با تعجب از نابینا پرسید:چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟

 

نابینا پاسخ داد: «‌رفتار آنها پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد. او باید با سختی و مشکلات فراوان زندگی کرده باشد

 

نشر کتاب سوگنامه اُردیب(مجموعه نوحه های سنتی وقدیمی)بقلم دوست خوبمون آقای عباس ثابتی

تالیف کتاب سوگنامه اُردیب(مجموعه نوحه های سنتی وقدیمی)بقلم دوست خوبمون آقای عباس ثابتی انجام شد و بزودی روانه بازار می شود

حمدوسپاس خداوند متعال راکه محبت اهل بیت(ع)رادردل مانهاد.درودوصلوات برحضرت محمد(ص)وبرحضرات معصومین (ع)ویاران باوفای آنان که ذکرنامشان عبادت وموجب نورانی شدن دل است.

این اثر  درارتباط با نوحه های سنتی وقدیمی ماه محرم  وصفر وآداب  عزاداری سالار شهیدان  حضرت اباعبدا...(ع)در روستای اُردیب می باشد.

هدف از نشر این مجموعه که گردآوری آن چندین سال بطول انجامید در درجه اول رضایت خداوند متعال وشادی ارواح مطهر اهل بیت (ع) بوده وپس ازآن خدمت بهحفظ  سبکهای اصیل وسنتی نوحه خوانی و پاسداری از میراث گرانبهای نیاکانمان در ساحل کویر است.میراثی که از اعتقادات راسخ وپاک وارادت خالصانه وخاشعانه ایشان می باشد.

انتشار کتاب اتمام یافته و در دسترس همشهریان  گرامی ومادحین عزیز قرارخواهدگرفت. درپایان ازتمامی عزیزانی که در پدیدآمدن این اثر مارایاری نمودندکمال تشکر وقدردانی رانموده واجرشان رااز خداوند متعال خواهانیم.


چه مراسم زیبایی...و الان کجایند آن مردان..

به نقل از وبلاگ آیرون و با تشکر از دوست خوبمون محمدرضا فیروزی:

مردم خور از دیر باز تا کنون ارادت خاصی به خانواده عصمت و طهارت مخصوصاً حضرت اباعبدالله الحسین داشته و دارند .

برنامه دهه عاشورا در خور قدیم :

دو یا سه شب قبل از رویت هلال ماه محرم عده ای از اهالی به پیشواز ماه محرم می رفتند . یعنی جوان ها و نوجوان ها و افراد میان سال ، بعد از ظهر می رفتند و صحن حسینیه را آب و جارو می کردند قبل از غروب آفتاب دختر خانم ها می رفتند ویک تخته فرش از جنس گلیم یا جاجیم می بردند و در قسمت جنوب حسینیه پهن می کردند و برای خود محلی را رزرو می نمودند .

از شب ششم محرم زن و مرد بیشتری در حسینیه اجتماع می کردند . خانم ها به محض ورود به حسینیه بر روی فرش یا زمین می نشستند ، اما مردان در قسمت شمال حسینیه در رفت و آمد بودند تا اینکه جمعیت به اندازه کافی به حسینیه می امد . جمعیت مرد ها صفی دوطرفه تشکیل می دادند که وسط این صف به اندازه دو متر یا بیشتر باز بود .این دو صف از اولین تخت سمت غرب تشکیل می گشت تا نزدیک تخت سمت شرق (حسینیه قدیم خور ). در این ضمن دو نفر معمّم و اهل منبر به وسط آمده به قرائت یک بند از مراثی محتشم می پرداختند که با این بیت شروع می شد :

یاران عزای کیست که در دشت کربلاست

ماتم نشین محمد و صاحب عزا خداست

هر بیت که خوانده می شد مردم در جواب بیت اول را تکرار می کردند و هرگاه به نام مبارک حضرت محمد (ص) می رسیدند به پاس احترام تا کمر خم می شدند . بعد از پایان محتشم خوانی نوبت به نوحه خوانی می شد .

بعد از پایان محتشم خوانی و نوحه خوانی ، جمعیت به دو دسته تقسیم می شدند و هر دسته برای خود حلقه ای تشکیل می داد و بر سر و سینه می زدند و به اصطلاح جوش می زدند

                 دسته اول                                          دسته دوم

            حیدریم سیا پوش                                  بهر حسین زنم جوش

زهرا به محشر آید با حوریان سیه پوش         پیراهن حسین را افکنده بر سر دوش

عمه چرا به کربلا این همه لشکر آمده      شمر و سنان و حرمله ، خولی کافر آمده

گفت حسین این عجب است این عجب          آب فرات از من و ، من تشنه لب

          کشته خنجر حسین                              شاه بی لشکر حسین

  یا هو   یا من هو  یا من لیسَ الا هو           یا حق یا من حق یا من لیس الا حق

           بی اقربا حسینم                                      بی آشنا حسینم

حسین ، حسین ،حسین ، حسین                 حسین ، حسین ،حسین ، حسین

این جملاتی بود که می بایست افرادی که در دو دسته ایستاده بودند یکی دو بار تکرار نمایند .

بعد از پایان این مراسمات مردم در وسط حسینیه می نشتند و واعظ بر عرشه منبر می نشت و بعد از حمد و ثنا این پیش واقعه را قرائت می کرد :


بسم الله الرحمن الرحیم : اللهم صّل علی النّبی محمداً و آل محمد و سَلِم و عَجّل فرجهم ...               به جهت تعجیل در  ظهور و خروج امام ثانی عشر ، فرمان فرمای قضا و قدر ، شعشعه افروز شمس و قمر لُمعه اوج هل اتی ، خورشید آسمان قل لا اسئلکم اَجراً الی المَوَدّه فی القربی ...

                 بتابنده خورشید اوج شـــــــرف                 

چو مـــــاه درخشنده بی کلف

                 گــل بـــــوستان رسول امیــــن                

کرم پیشه معجز نما رکن دیــن

         آنـــکه چون تیـــغ برکشد زغلاف          

لرزه افتد به هفت قله قاف

           آنـــکه چون بــــرگ از شجر ریزد             

پیش تیغش عدو به روز مصاف

         نایب مرتـــــضی عـــلــــی بـــاشد          

نـــــــونــــــهال ریــــــاض عبد مناف

یعنی به نام حضرت صاحب العصر و الزمان (حضار مجلس به احترام بر می خیزند ) و خلیفة الرحمان و شریک القرآن و امام الانس و الجان عجل الله تعالی فرجه و فرج آبائک الطیبین الطاهرین و به رحمتة السورة المبارکه المیمونة الفاتحه مع الصلوات .(این پیش واقعه سروده مرحوم محمد حسن کیوان یغمایی است )

واعظ پس از قرائت این پیش واقعه یک بند از مراثی محتشم را می خواند و پس از چند دعا به خیرین و ذاکرین گذشته ، منبر را ترک می کرد آنگاه یکی دو نفر دیگر از وعاظ به منبر رفته و مراسم پایان می یافت.

این مراسم به همین طریق  تا شب پنجم به همین طریق ادامه داشت و از روز پنجم محرم ، حسینیه رونق دیگری می گرفت.

روز پنجم محرم نخل و علم « به پا » می شود . یعنی بدان جامه رنگین می پو شانند و آیینه و شمشیر می آویزند . از شب ششم تا شب دهم نخل بر دوش جوانان در حسینیه در میان جمعیت به حرکت در می آید و چاووش به چاووشی می پردازد و در پایان هر بند حاملان نخل آن را به شدت تکان می دهند و زنگ های آن را به صدا در می آورند ، نخل سمبلی از کاروان  امام حسین (ع) است .

هر شب هنگام نخل گردانی مراسم علم گردانی هم انجام می شود . علم را سادات بر شانه های خویش حمل می کنند . واین مراسم ها تا شب عاشورا انجام می شد .

شب تاسوعا لباس علم را باز می کردند و یک کیسه استوانه ای مشکی رنگ را برای بدنه علم باقی می گذاشتند چون علم را برای روز تاسوعا به کار داشتند .

پرسه parseh : روز نهم محرم الحرام هر سال است که در خور مراسمی به نام « علم گردانی » انجام می شود .

 روز تاسوعا که فرا می رسید زن و دختر در هر خانه از اذان صبح به بعد به جارو نمودن خانه و دالان و درِ منزل می پرداخت و چنانچه روز تاسوعا فصل تابستان بود علاوه بر جارو مقداری آب پاشی هم می کرد . و برای ورود علم ثانیه شماری می نمودند . سابقاً علم که به هر خانه وارد می شد ، ابتدا آن را زیارت نموده و سپس بانوی خانه مقداری آب بر علم می ریخت و آن را در کاسه ای دیگر جمع می کرد (آن قسمت از علم که نمادی از دست حضرت عباس بود ) و برای تبرک به اهل منزل می نوشاند . همچنین مقداری جو ، گندم و یا پنبه به گروه علم دار پیش کش می شد. قسمتی از عواید علم صرف تعمیر و مرمت حسینیه می شد .  پنبه ای را که گروه علم گردان جمع کرده بود را پیرزنی می رشت که از آن برای برافروختن مشعل و روشن نگه داشتن حسینیه استفاده می شود .

گروه علمدار هنگام حرکت در کوچه ها این بیت را می خواند:

           ای شام رو سیه ز چه رو می شوی سپید        

                                     فردا حسین تشنه جگر می شود شـــــهید

و چون پای بر هر سرای می نهد سردسته گروه چنین می خواند :

           گشاده باد به دولت همیشه این درگاه

                                    بــــــه حــــــــق اشـــهد ان لا الــــه الا الله 

در حال حاضر مردم به جای گندم و جو پول به گروه علمدار می دهند . 


                                             شب عاشورا


مراسم جوش زدن در این شب

                          امشب از ایوان دشت کربلا خون می چکد

                           از در و دیوار دشت کربلا  خون می چکد


            دسته اول                                    دسته دوم

گهی بر سر زنم گاهی به سینه                     که فردا بی پدر گردد سکینه

امشب به عرش اعلی ، غوغاست یا محمد      فردا حسین مظلوم تنهاست یا محمد

امشب سر سکینه در دامن حسین است         رأس حسین مظلوم از تن جداست فردا

شب قتل حسین بی گناه است                      فلک سر گشته و عالم سیاه است

شب قتل حسین است می زنم جوش              فلک سر گشته و عالم سیا پوش

تشنه حسین به کربلا                                   شیعه تو آب و می خوری

امشب حسین مظلوم                                   مهمان خواهران است

فردا میان میدان                                           در جنگ کوفیان است        

امشب شب بی تابی طفلان حسین است         ای خاک به سر کن که شب قتل حسین است

حسین ، حسین ، حسین ...                        حسین ، حسین ، حسین ...

همچنین در شب عاشورا این نوحه خوانده می شود :

ای وای از غریبی من

فریاد ر غم نسیبی من

این لحظه کشیده ای شمشیر

بر کشتن من بدون تقصیر

افسوس که یاوری ندارم

فرزند و برادری ندارم

این مزد رسالت رسول است ؟!

این مزد حیدر و بتول است ؟!

آنگاه نوحه گر در ادامه لحن خود را تند تر می کند و عزاداران در پایان هر بند فریاد حسین بر می کشند .

کرده بود خروج

بود با یزید

در مقام کین

برده ابن سعد

لشکر گران

بر لب فرات

کشته جمله را

گفتم او که بود

گفت در جواب

سبط مصطفی

و ابن مرتضی

فاطمه ببر

جامه سیاه

وا حسین کنان

از غم حسین ...

حسین ، حسین ، حسین

عده ای مخصوصاً جوان ها شب عاشورا  در حسینیه تا صبح می ماندن و به نوحه خوانی و سینه زنی می پرداختن ضمناً چندین نفر در یکی دو تخت سمت غرب و چند نفر در یکی دو تخت سمت شرق می نشستند و عده ای که در سمت شرق بودند این مصراع را می خواندند :

ای صبح رو سیه به چه رو می شوی سفید

و افراد سمت غرب جواب می دادند :

فردا حسین تشنه جگر می شود شهید 

این افراد نماز صبح را در حسینیه می خواندند و بعد از نماز هم تا سر زدن خورشید به عزاداری مشغول بودند .

و اما لباس نخل تا صبح روز عاشورا باز نمی شود صبح روز عاشورا عده ای به حسینیه رفته و مقداری از لباس ها را تا وسط بدنه نخل بالا زده و به صورت نیمه افراشته در می آورند و آن را بر دوش گذاشته و به سوی قبرستان می برند و چون روز عاشورا تعطیل بود و اغلب مردم برای زیارت اهل قبور روی قبرستان جمع می شدند و ضمن اینکه برای مرده ها فاتحه می خواندند ، می آمدند و نخل را هم زیارت می کردند.

در روی میدان « لَرد » که در جنوب بقعه سید داوود قرار داشت عدها ای نشته و یکی به خواندن کتاب مقتل مشغول می شد . اگر در روز تعزیه امام حسین گرفته می شد نخل را می بردند به محلی به نام  « لرد عباسعلی » می گذاشتند.سال های متمادی در روی این لرد تعزیه حضرت امام حسین بر پا می شد و مردم نیز خوب بهره معنوی می بردند . تعزیه که به اتمام می رسید دوباره نخل را به حسینیه می بردند و در تخت خودش می گذاشتند ولی تا سه روز بعد از عاشورا لباسها را از بدنه نخل باز نمی کردند . بعد از گذشت سه شبانه روز می آمدند و لباسها را باز می کردند .

شب یازدهم چراغ های حسینیه خاموش می شود و مراسم شام غریبان انجام می گیرد ...